خرید بک لینک

درباره سایت

"...دلخوشی"

امکانات وب

تلنگر...

گاهنوشت های من...

تنهایی

هر از چندگاهی که پامو از در میذارم بیرون...
با اونی که توی آسانسور میبینم، سر صحبت رو باز میکنم
سعی میکنم با فروشنده سوپر مارکت حرف بزنم
توی ایستگاه اتوبوس، با اونایی که منتظر اتوبوسن صحبت میکنم
توی تاکسی بالاخره یه جوری سر صحبت رو با راننده تاکسی باز میکنم

می دونی چیه...؟
تنهایی داره میخوره منو...
...
...

این فقط یه پرده شه...

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 1:32

صفحه بندی