
دنیام دنیای این وبلاگه.اما جای اینجا، تو یه دفتر دارم می نویسم.اونجا دیگه بر خلاف اینجا، بی کنایه و رک، صاف و ساده حرف میزنم.خیلی وقته حرف نزدم، به یه جا نیاز داشتم که همه حرفامو بدون ترس بزنم.و در ادامه ش تراپی...پ.ن: باید زمان بگذره... جمعش میکنم این تیکه ها رو. پس میگیرم همش رو. قول. بخوانید...
ادامه مطلب
فقط یکبار میگم یادت بمونه! توی اردیبهشت من یکی دیگه ام! یکم تو دارم و احساساتی! به هیچکی بغضمو هیچ وقت نمیگم... "میرمجتبی بی دوا"...
ادامه مطلب
دارم یه دونه گل وسط باغچه ای می کارم که محصول اصلیه خاکش، پونه ست!...
ادامه مطلب
امشب بعد از مدت ها گوش به حرفای یه شهریوری دادم! راجع به یه شهریوریِ دیگه بحث کردیم... یه شهریوریِ دیگه فردا یه جورایی تولدشه و تولدش رو تبریک گفتم! و... یه شهریوریِ دیگه به شدت منو به هم ریخت. . . " تو شهریور به دنیا اومدی تا منو خشکم کنی از عمق ریشه! من از این ماه همیشه دور میشم! ولی بچه م شاید شهریوری شه... " . . . ...
ادامه مطلب